متن ترانه
اندوه تو شد وارد کاشانه ام امشب
مهمان عزیز آمده در خانه ام امشب
صد شکر خدارا که نشسته است به شادی
گنج غمت اندر دل ویرانه ام امشب
ترسم که سر کوی تورو سیل بگیرد
ای بی خبر از گریه مستانه ام امشب
از من بگریزید که می خورده ام امشب
با من منشینید که دیوانه ام امشب
یک جرعه آن مست کند هر دو جهان را
چیزی لبت ریخت به پیمانه ام امشب
تا بر سر من بگذردو یار قدیمی
خاک قدم محرم و بیگانه ام امشب
از من بگریزید که می خورده ام امشب
با من منشینید که دیوانه ام امشب
یک جرعه آن مست کند هر دو جهان را
چیزی لبت ریخت به پیمانه ام امشب
نظرات