بگردان ساقیا آن جام دیگربده جان مرا آرام دیگر.خلاصم ده خلاصم ده خلاصی که سخت افتاده ام در دام دیگر. مرا در دست اندیشه بمسپار که اندیشت خون آشام دیگر.می خام ار نگردانی تو ساقی مرا زحمت دهد صد خام دیگر. بنه نامم غلام درد نوشاننمیخواهم خدایا نام دیگر.شعر از مولانا.